
تو این غروب بی کسی بی تو نمونده نفسی
بیا و دستامو بگیر به داد من نمی رسی
یه مرغ بی بال و پرم شدم اسیر یه قفس
آخر شدم یکی از اون پرنده های قفسی
...
اگه نیای پرپر می شن گلای باغ اطلسی
بازم می گم به جون تو جون هرچی شقایقه
بیا و دستامو بگیر بی تو نمونده نفسی

M & A
+
نوشته شده در چهارشنبه
1385/02/27ساعت 13:38  توسط مثل هیچکس
|